60هدف پژوهش حاضر، بررسي علل
كاهش مشاركت مردم حوزه انتخابيه اردبيل، نير و نمين در انتخابات هفتمين دوره مجلس شوراي اسلامي بود. پس از طرح سوال آغازين و ارائه اهداف پژوهش، چارچوب نظري ليپست و دال با توجه به پرسش موضوعي و اهداف تحقيق انتخاب
گرديد و فرضيات
اين پژوهش از مدل تئوريكي فوق اقتباس شد. اين فرضيات رابطه مشاركت را با عوامل و عوامل اجتماعي ميآزمايد. جهت بررسي فرضيات مطرح شده 760 نفر از افراد حوزه انتخابيه اردبيل، نير و نمين بصورت سهميهاي و تصادفي انتخاب شدند و به منظور آزمون الگوي تحليلي روي نمونه
مورد نظر پرسشنامهاي طراحي گرديد
كه در تنظيم آن از شاخصهاي توسعه داده شده دال و ليپست بهره گرفته شد. سپس ميزان روايي<1> و اعتبار<2> اين وسيله اندازهگيري برآورد گرديد. مقدار آلفاي كرونباخ<3> كه دلالت بر ميزان اعتبار و پايداري دروني گويهها در داخل مقياس دارد حدود 79 درصد برآورد گرديد كه اين مقدار نشانگر اعتبار كافي براي ابزار اندازهگيري است. پرسشنامه طراحي شده توسط پرسشگران روي افراد مورد مطالعه اجراء و دادههاي مورد نظر گردآوري شدند. تحليل دادهها با استفاده از روشهاي آماري خيدو و رگرسيون لوجستيك انجام گرفت. نتايج تحليل آماري خيدو نشان داد كه متغيرهاي دانش سياسي، اعتماد به كانديداها و سن در حد متوسط و بقيه متغيرها در حد زيادي با متغير كاهش مشاركت رابطه معني داري دارند و متغيرهاي جنسيت و اشتغال تاثيري روي كاهش مشاركت ندارند. همچنين روابط متعدد عوامل موثر بر كاهش مشاركت در انتخابات با استفاده از مدل رگرسيوني لوجستيك مورد برازش قرار گرفت. الگوي نهايي نشان داد كه از مجموع 12 عامل موجود، 7 عامل: برآورده شدن انتظارات مردم، آگاهي از نتايج انتخابات، تاثيرگذاري راي فرد، انسجام برنامههاي تبليغاتي، سن، رضايت از اوضاع حاكم بر جامعه و رضايت از عملكرد مجلس قبلي به ترتيب ميتوانند علل كاهش مشاركت در انتخابات را تبيين كنند و بقيه متغيرها به خاطر پايين بودن مقدار والد<4> و ضريب بتا از معادله خارج شدند. در اين الگو برآورده شدن انتظارات (مطالبات سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي) مردم بالاترين وزن را در تبيين كاهش مشاركت دارد و نقش بقيه متغيرهاي موجود در معادله نسبت به اين متغير كم است. <1> validity <2> reliability <3> Cronbach Alpha <4> Wald
خلاصه هاي بيشتر در باره اينpolitical participation