. نگرشي نهادي- هنجاري به جهادسازندگي -دكتر محسن ابراهيم پور
تاريخ : 1386/08/29
نوع مقاله : تخصصیموضوع : فرهنگ جامعهخلاصه : گذشته چراغ راه آينده است. بدون گذشته، آينده ابتر است. اين وجهه نظر اثباتي و تجربهپذير هم به لحاظ علمي و شناختي و هم در سطوح خرد و ساختاري، پذيرفته شده است. در ساحت انديشه، نيز گسترش و ژرفش معرفت، متكي به پويش گذشتهنگر است، تا از گذشتگان آموخت، بر آن افزود و به دست آيندگان سپرد
مقدمه :
گذشته چراغ راه آينده است. بدون گذشته، آينده ابتر است. اين وجهه نظر اثباتي و تجربهپذير هم به لحاظ علمي و شناختي و هم در سطوح خرد و ساختاري، پذيرفته شده است. در ساحت انديشه، نيز گسترش و ژرفش معرفت، متكي به پويش گذشتهنگر است، تا از گذشتگان آموخت، بر آن افزود و به دست آيندگان سپرد. اين مهم، علاوه بر اينكه از ندانمكاري، دوبارهكاري، تشتت، آزمودن آزموده، اشتباهات اتفاقي و تورش (اشتباهات سيستماتيك) ميكاهد مقدمه اختراع ـ ابداع و نوآوري است.
در حوزه عيني و اجرايي نيز پويايي نيز پويايي، استمرار، كارآمدي و اثربخشي ريشه در بهرهگيري از فعاليتها و تجارب گذشته دارد. بررسي و تبيين جهادسازندگي از موفقترين و محبوبترين<1> نهادهاي برخاسته از انديشههاي عالمانه و داهيانه امام خميني، شمارها و شرائط انقلاب اسلامي بوده است. از بدو شكلگيري تاكنون، در ابعاد نيروي انساني تشكيلات سازماني، نقشها، وظائف و مسئوليتها، پيامدها و يافتهها، نتايج و آثار، مراحل و تجاربي را طي كرده
كه شناخت جامع، دقيق و معتبر آنها، هم «الگويي توسعهاي»
است و هم بدون شك چراغ راه آينده خواهد بود.
طرح مسأله
در شرايط بياعتمادي تاريخي به عمال دولتي كه ريشه در ظلم و جور حكام محلي، وضع انواع مالياتها، بيگاري كشيدن از روستائيان داشت. و در رژيم قبلي به انحاء و اشكال بارزي باز توليد گرديد. و در وضعيتي كه فاصله اجتماعي و احساس حقارت و فقدان همدلي در تعامل يكسويه با «مأموران دولت» در جامعه
روستايي نهادي شده بود و احساس بيگانگي دوسويه را به شدت تقويت كرده بود و به همين علت، كارگزاران دولتي در همه مراحل برنامهريزي و اجراي طرحهاي عمراني، مستقل از مردم روستايي تصميمسازي، تصميمگيري و اجرا ميكردند و بالطبع سازههاي آن بعد از چند سال مخروبه ميشد، جهادگران موفق شدند، اعتماد متقابل و روابط اجتماعي را در فضاي عاري از سلطه و احساس فاصله قدرت (بين جهادگران و مردم روستايي) تقويت كنند و به بالاترين سطح ممكن (بر اساس يافتههاي پژوهشي) ارتقاء دهند. و با بهرهمندي از اين سرمايه اجتماعي فعال، هم نيازها و سلسله مراتب نيازهاي مردم روستايي را تبيين كنند و هم با همكاري و همياري آنها فراگردهاي تصميمسازي، تصميمگيري، اجراء، نظارت، ارزشيابي و بازخور را در همه وجوه اعم از تشكيل شوراهاي اسلامي روستا، عمران و آباداني روستاها به سرعت پيش ببرند.
در تشريح اين انگارش و بيان هدف نوشتار، مسأله آغازين بر محور چرايي و چگونگي موفقيت و محبوبيت جهادسازندگي و همچنين استفاده از رهيافتهاي علمي است كه حداقل يك دهه بعد وارد ادبيات مديريت، اقتصاد، جامعهشناسي، مديريت و توسعه روستايي شدند. تحديد و تدقيق شده است.
خلاصه هاي بيشتر در باره ايننگرشي نهادي- هنجاري به جهادسازندگي