مدرنیته ناقص
Summary rating: 4 stars
6 دريافت
ملاقات ها
:
60
لغات:
300
منتشر شده در: December 05, 2007
مدرنيته ناقص
يكي از نظريه هاي غالب در باره مدرنيته در كشورهاي غير غربي، خاصه كشورهاي مسلمان، نظريه مدرنيته ناقص است. بر مبناي اين نظريه كشورهاي مسلمان در طي يك قرن گذشته تلاش هاي زيادي براي نوسازي و مدرن شدن كرده اند، اما حاصل كار آن ها بسيار اندك بوده و در نهايت همچنان در همان مرحله ماقبل مدرن هستند. بزاي مثال دكتر هشام شرابي جامعه شناس بر جسته عرب در كتاب "پدر شاهي جديد"در باره ناكامي جهان عرب در دستيابي به مدرنيته با استدلالهاي قانع كننده اي نشان مي دهد كه جهان عرب نمود هاي مسخ شده و ناقص مدرنيته را گزينش كرده اند، و هيچگاه نتوانسته اند به گوهر مدرنيته، كه به گمان شرابي انديشه انتقادي است، دست يابند (شرابي 2001). اين رويكرد نسبت به كشورهاي مسلمان امروزه موضوع عمومي شده و در مطبوعات و رسانه هاي جمعي به اشكال مختلف انعكاس مي يابد. براي مثال روزنامه ساندي تايمز در شماره 14 اكتبر 2001 در مقاله اي مبسوط با نام "ريشه هاي خشم" به تحليل حادثه 11 سپتامبر آمريكا پرداخته و آن را به بنيادگرايان اسلامي خاورميانه نسبت داده است. آنگاه در ريشه يابي اين حادثه، ناكامي كشور هاي اسلامي در دستيابي به مدرنيته را علت العلل اين حادثه دانسته و بر اين اساس معتقد است تمامي واكنش هاي بنياد گرا، كه انقلاب اسلامي ايران نيز آن را شدت بخشيد، نوعي سرخوردگي از رسيدن به مدرنيته است. نويسنده بر پايه اين مفروض، تنها راه ريشه كن كردن تروريسم و حركت هاي بنيادگرا در جهان اسلام را نيز توسعه مدرنيزاسيون و نوسازي دانسته و بخصوص بر حمايت كشورهاي غربي از روشنفكران و گروههاي مدرنيست تأ كيد مي نمايد. در مقاله مذكور به ايران نيز اشاره شده، و ايران نيز همچون ساير كشورهاي اسلامي، در صف واماندگان يا عقب مانده از كاروان مدرينته معرفي ميشود
خلاصه هاي بيشتر در باره اينمدرنیته ناقص