جايگاه فلسفي نيروي انساني در رابطه با طبيعت(سلطه انسان بر جهان طبيعت)
Summary ratings: 3 stars
(xx voters)
ملاقات ها:
59
لغات:
600
منتشر شده در: February 15, 2008
جايگاه فلسفي نيروي انساني در رابطه با طبيعت(سلطه انسان بر جهان طبيعت)
در تدبير تكويني و اداره واقعي جهان ماده، انسان جايگاهي فعال واثرگذار دارد. طبيعت با انسان و نيازهايش بيگانه نيست. آنچه نياز انسان رابرميآورد، در طبيعت و قدرت چيرگي بر طبيعت در انسان به وديعت نهادهشده است. امام علي(ع) درباره اين قدرت انسان ميفرمايد:
واِنَّ الارضَ الّتي تحملكم والسماء الّتي تظِلُّكم مطيعتان لربكم و ماأصبحتاتجودان لكم ببركتهما تَوَجُّعاً لكم ولا''''زلفه اليكم ولالخير ترجونه منكم ولكنأمرتا بمنافِعكم فاطاعتا وأقيمتا علي حدود مصالحِكم فقامتا؛ بدانيد زمينيكه شما را بر پشت خود ميبرد و آسماني كه بر شما سايه ميگسترد،پروردگار شما را فرمان بردارند؛ و بركت آن دو بر شما نه از راهدلسوزي است و نه به خاطر جستن نزديكي و نه به اميد خيري است كهاز شما دارند؛ بلكه به سود شما مأمور شدند و گردن نهادند و برايمصلحت شما برپاشان داشتند و ايستادند.
انسان چنان آفريده نشده است كه بر قسمتي از طبيعت تسلط يابد و بخشيديگر از تيررس بهرهبردارياش خارج بماند.
و اخرج اليها اهلها علي تمام مرافقها ثم لَم يدَعْ جُرُزَ الارض التي تَقْصُر مياهُالعُيون عن روابيها و لا تجِد جداول الانهارِ ذَريعَه الي بُلُوغِها حتي أنشأ لهاناشِئَه سحابٍ تحيي مواتها؛ و اهل زمين را از نهانگاه زمين برآورد وآنان را با همه وسائل زندگي در روي زمين قرار داد. سپس خداوندسبحان سطوح بيآب و علف زمين را كه آبهاي چشمهسارها بهبلنديهاي آن سطوح نميرسيد و جويبارهاي رودخانهها وسيلهايبراي رسيدن به آن سطوح پيدا نميكردند، رها نفرمود و ابر نموداربراي آن سطوح مرتفع كه مردههاي آنها را احيا كند و گياهش رابروياند، خلق كرد.
اين تسخير بدان جهت انجام ميپذيرد كه انسان بايد برخي از نيازهاياساسياش را از دل طبيعت استخراج كند. مدبّر جهان آن را چنان آفريده كهنيازهاي طبيعي انسان را برآورده سازد:
و جَعَل ذالكَ بَلاغاً للانام و رِزقاً للانعام... فَأَهْبَـطَه بَعدَ التَوبَه لِيَعْمُرَ اَرْضَهبِنَسْلِهِ؛ خداوند سبحان با اين <خلقت عظيم>توشه <مادي و معنوي>براي مردم و روزي براي جانوران عنايت فرمود ... او حضرت آدم راپس از توبه بر زمين فرود آورد تا با نسل خود زمين را آباد نمايد.
بر اين اساس، زمين با همه استعدادهاي بيشمارش گاهواره انسان قرارگرفت:
فَجعلها لخلْقِه مهاداً وبَسَطها لهم فِراشاً؛ پس آن را براي آفريدگان خويشهمچون گاهواره كرد و چون بستر برايشان بگسترد.
بنابراين، انسان در چرخه توليد عاملي اساسي است و بايد در به دستآوردن تكنولوژي و به كارگيري فن توليد كه عامل سرنوشتساز زندگياشبهشمار ميآيد تلاش و كوشش نمايد. از سوي ديگر، نه طبيعت همهاندوختههايش را به آساني در اختيار انسان ميگذارد و نه انسان ميتواند بدونتلاش و آگاهي از رازهاي طبيعت، آن را مهد پيشرفت خود قرار دهد.
نظر فراموش نشه