مهر چيست ؟
Summary rating: 5 stars
1 دريافت
ملاقات ها:
103
لغات:
900
منتشر شده در: November 28, 2007
7 مهر هديه اي است كه مرد به هنگام ازدواج به زن مي دهد تا صداقت خود را در خواستگاري از زن نشان دهد.پس مهر از يك طرف بيانگر علاقه مرد به زني است كه در آينده،همسر او خواهد شد و از طرف ديگر وسيله اي است براي احترام به زن و تكريم شخصيت او و جلب نظر وي در قبول همسري.
به عبارت ديگر مهر وسيله اي براي ايجاد مهر،محبت و الفت بين زوجين است و لذا قرآن از آن به عنوان «صداق» يعني نشانه صدق و «نحله» يعني بخشش وهديه ياد كرده است.و از همين روست كه متقابلاً به زن نيز سفارش شده است براي ريشه دار شدن اين محبت و صفا،پس از قبول مهريه،آن را به شوهر خود ببخشد و صفاي خود را به او نشان دهد. در روايتي از پيامبر(ص)براي هر دينار آن اجر آزاد كردن بنده وعده داده شده است و از اين جا به خوبي برمي آيد كه مهر بيشتر جنبهمعنوي دارد،نه مادي و لذا در برخي از روايات آمده است كه پيامبر تعليم قرآن را مهر بعضي از زنان قرار داد.
عده اي خواسته اند بگويند مهر وسيله اي براي انفصال خدمت از خانهپدر و يا اشتغال به خدمت در خانه شوهر است.
در حالي كه اين درست نيست.زيرا زن اجباري به خدمت در خانه پدر يا شوهر نداشته و ندارد تا اين كه خريد خدمت مطرح شود.مهر در ازدواج صرفاً نشان محبت است.اگر مرد نتواند اندوخته هاي قبلي خود را به هنگام ازدواج،به زن آيندهخود هديه كند،چگونه مي تواند درآمدهاي آينده خود را تقديم زن بكند؟و لذا مهر بهترين وسيله براي كسب اطمينان براي زن است.
و برخي ديگر خواسته اند بگويند مهر وثيقه است و اگر وثيقه اي در ميان نباشد،رشته زناشويي سخت متزلزل مي شود.
در حالي كه اين سخن نيز درست نيست.زيرا:
اولاً در برخي از ازدواج ها اصولاً نيازي به وثيقه نبوده،در حالي كه مهر وجود داشته است.نظير ازدواج پيامبر(ص) و ائمه معصومين(ع).
ثانياً اگر چنين بود هرگز پيامبر سفارش نمي كرد كه زنان از مهريه خود چشم پوشي كنند و آن را متقابلاً براي ايجاد صفا و صميميت،به شوهران خود ببخشند.
ثالثاً اگر چنين بود پيامبر توصيه نمي فرمود كه مهر زنان زياد نباشد.زيرا در وثيقه چنين سفارشي معقول نيست.
مرسوم است مرد در هنگام ازدواج چيزي را به همسرش تقديم مي كند كه در اصطلاح،مهر و صداق ناميده مي شود.چنانكه خواستگاري هميشه از جانب مرد انجام مي گيرد مهرنيز از جانب او به زن تقديم مي شود.مرد است كه به سراغ زن مي رود و اظهار علاقه مي كند،نه برعكس،و اوست كه براي اثبات صدق خويش و جلب توجه زن بايد چيزي را به عنوان مهر تقديمش كند،نه برعكس.
زن كالاي خريدني نيست كه به وسيله مهر معامله شود،بلكه محبوبه مرد است كه بايد براي اثبات صدق خويش و به دست آوردن دل او مقداري از آنچه را دارد نثارش سازد. بوسيله خواستگاري و اعطاي مهر شخصيت مرد تحقير نمي شود بلكه لازمه مردانگي همين است.در صورتي كه اگر زن چنين عملي را انجام دهد بر شخصيتش لطمه وارد مي آيد.زن از زيبايي و لطافت و جاذبه ويژه اي برخوردار است كه مرد را اسير و دلباخته خود مي سازد و براي خواستگاري به آستانه خويش جذب مي كند.
زن به الهام فطري دريافته كه محبوبه مرد است و عزت و احترامش در اين است كه خود را رايگان در اختيار او قرار ندهد بلكه بوسيله غرور و اظهار بي نيازي و ناز و كرشمه،خود را شيرين تر و محبوب تر سازد.زن تشنه محبت و دوستي است و دوستدار مردي است كه از صميم قلب او را دوست بدارد،و اعطاي مهر را دليل بر صدق گفتار مرد مي شمارد.مهر مبلغ معامله نيست بلكه از علائم صدق مرد به شمار مي رود و به همين جهت صداق ناميده مي شود.زن خودش را به مهرنمي فروشد بلكه بدين وسيله صدق مرد را در اظهار عشق و علاقه مي آزمايد و آرامش خاطر پيدا مي كند و اين است فلسفه مهر.
براي تشريع مهر، فلسفهمهمتر ديگري را نيز مي توان بيان كرد و آن عبارتست از ايجاد زمينه مناسب براي اينكه زن بتواند وظايفي را كه ناموس آفرينش بر عهده اش نهاده ايفا كند.هر يك از زن و مرد آفرينش ويژه اي دارند،مرد به منزله زارع است و زن به منزله مزرعه،مرد به منزله باغبان است و زن به منزله باغ.مرد نطفه فرزند را در رحم زن غرس مي كند و بعد از آن،طبيعت چيزي را بر عهده اش نگذارده است.در صورتي كه مسؤوليت طبيعي زن از همان زمان شروع مي شود.بر طبق آفرينش ويژه اش ناچار است دوران دشوار و خطير بارداري و زايمان و نقاهت ناشي از آن را تحمل كند.ناچار است مدت دو سال نوزاد ضعيف را با شيره جان تغذيه نمايد و بعد از آن تا مدتي در حفظ و حراست و پرورش او كوشش و فداكاري كند.
در صورتي كه ناموس آفرينش چنين مسؤوليتهاي سنگيني را بر دوش مرد نگذارده و طبعاً از آزادي بيشتري برخورداراست.بنابراين،زن بايد براي تحمل چنين مسؤوليتهاي دشواري زمينهمناسب و آرامش خاطري در اختيار داشته باشد،و تشريع مهر به منظور ايجاد زمينه مناسبي است تا زن بتواند با اطمينان و آرامش خاطر، خود را براي غرس فرزند در اختيار مرد قرار دهد و مسؤوليتهاي ناشي از آن را بپذيرد.