آتشهايي که
مي پزند، آتشهايي که مي سازند ؛آتشهاي سرد، خنک کننده ،خوب، پاک، روشن،نامرئي، . .. نيرو آن آتش عشق در خدا !! چه کسي به
اين پي برده
است ؟ آتش عشق در روح خدا ، آتشي که همه هستي تجلي آن است ،آتش گرم
نيست ،داغ نيست .چرا؟ نيازمندي در آن نيست ،تلاطم در آن نيست، نا استواري ، شک، تزلزل ،
اين آتش عشق در خدا !يعني چه؟آتش عشق که اين جوري نيست ..... پس اين آتش
دوست داشتن است. آري.
آتش دوست داشتن است،عجب ! ؟ منهم مثل همه عارف ها و شاعرها حرف ميزدم.آتش عشق !؟ آنهم در خدا !
؟ نه ، آتش دوست داشتن است که داغ نيست ، سرد نيست، حرارت ندارد؛ چرا؟ که نيازمندي ندارد؛ که غرض ندارد؛ که رسيدن ندارد،که يافتن ندارد،که گم کردن
ندارد ، که به دست آوردن ندارد ،که بکار آمدن و بدرد خوردن ندارد...
اینجا چكیده خود را بنویسید.
خلاصه هاي بيشتر در باره ايندوست داشتن برتر از عشق