ناظر و منظور را می توان براستی یگانه اثر کلاسیک همجنس-گرایانه به معنی مدرن این مفهوم قلمداد نمود که نه تنها در حوزه ی ادب فارسی بی-همتاست بلکه در ادبیات سایر زبانها نیز کمتر همانندی دارد. بر خلاف اشارات جسته و گریخته در شعرهای شاعرانی مانند سعدی، حافظ، مولانا و دیگران که بسیار هم محل تردید هستند، ناظر و منظور بی هیچ تردیدی اثری همجنس-گرایانه است و تنها اثری که در آن خلط معنا بین مفهوم همجنس-گرایی با مفاهیم دیگری مانند عشق معنوی یا سوء استفاده جنسی از کودکان، جایی ندارد.
وحشی بافقی ناچار بوده برای فرار از محدودیتها و دردسرهای احتمالی، این اثر را با مقدمه ای بسیار طولانی در وصف مقامات مذهبی آغاز نماید و رخداد آن را نیز به جامعه ای غیر اسلامی یعنی چین منسوب کرده است. در این اثر بسیار زیبا، مصراعها در هر بیت هم-قافیه هستند و صحنه های توصیف زیباییِ هر یک از ناظر و منظور در اوج تصویر شده اند. هم-چنین است شرح فراق آنها و رنجی که از این فراق می کشند. داستان منظوم-شده در این اثر در زمره ی داستانهای کلاسیک قرار دارد و احتمالن می توان آن را اثری رمانتیک دانست، اگر نه به معنای ساختاری دست-کم به معنای زبانی.
خلاصه ی داستان به این ترتیب است که شاه و وزیر هم-زمان صاحب دو فرزند پسر می شوند که به ترتیب نامشان ناظر و منظور است. ناظر و منظور با هم دمخور می شوند و عاشق یکدیگر تا زمانی که راز عشقبازیشان بر معلم مخصوص دربار هویدا می شود. معلم این مشگل را گزارش می دهد و دو پسر را از هم جدا می کنند. ناظر به اجبار تن به ازدواج می دهد و سالها بعد پس از مرگ پدرش به پادشاهی می رسد و منظور را به وزارت خویش منسوب می نماید.
چند بیت زیبا در وصف زیبایی منظور از این اثر:
دلِ کَس با وجود هوشیاری
نبُردی جان از او با رستگاری
فکنده فتنه ی او در جهان شور
مدامش نرگس بیمار مخمور
صف مژگان او کز هم گذشته
کمینگاه هزاران فتنه گشته
پیِ خون-خوردنِ عشاقِ جانباز
دو لعلِ او دو خونی گشته همراز