بسم الله الرحمن الرحیم پیشگفتار: این کتاب درباره برخی مسائل ومعضلات فلسفی
است که وقتی ما درمورد آگاهی
ها بحث می کنیم و یا می اندیشیم بوجود می آیند .
من راه هایی برای تقسیم بندی این مسائل ومعضلات پیشنهاد می کنم. همچنین سعی می کنم تا آنها
را حل نمایم یا مشخص بکنم که
به نظر من مشکل از کجاست که این معضلات به وجود می آیند . این کتاب جدلی نیستمن بدون قصد حمایت از هر نظریه فلسفی خاصی شروع به کار کردم .اگر برخی نظریات دیگر فلاسفه بحث شده فقط برای روشن کردن این است که چه میخواستم بگویم.بسیاری معضلات یا مسائل که
در این جا بحث شده اند(والبته نه همه انها)به خاطر قصور ما در فهم روابط متقابل میان کلماتی است که هنگام صحبت درباره ادراک ا ستفاده می کنیم .
دو روش برای تقسیم چنین معضلات یا مسائل هست :
الف) ما میتوانیم در محدوده کوچکی راههایی که مردم در مورد آگاهی ها صحبت می کنند را بررسی کنیم وسپس از این راه سعی کنیم تا سوالات فلسفی خودمان که به خاطر قصورمادرمورد
استفاده ترکیبی یا واضح از زبان خودمان پیش می آید را بیان کنیم .
ب) یا این که روشهایی برای صحبت از آگاهی ها پیشنهاد کنیم .روش هایی که برای آنچه میدانیم یا آنچه که مایلیم روش بیانش را بدانیم کافی با شد .
سپس سعی کنیم یا محدود کردن خود به این روشهای صحبت کردن نشان بدهیم که ما بدین وسیله از شبهات فلسفی حاصل از استفاده عبارات معمولی جلوگیری میکنیم.
من از هر دوی این روشها استفاده کرده ام . اما نسبتا به دومی بیشتر تکیه کرده ام .اگر ما بخواهیم هر آنچه که در مورد آگاهی میدانیم بیان کنیم میباست هنگامی که ما صرفا در صدد بیان نتایج فیزیک وعلوم طبیعی هستیم لغات مسلمی که به هیچ لغت دیگری احتیاج نداشته باشد ارایه بدهیم .
بیشتر سوالات فلسفی درباره اگاهی معمولا در این عبارات ولغات غیر مادی (ذهنی)پرورده شده اند .بنابراین من تا جایی که ممکن بود اندکی از آن ها را امتحان کردم .
من تعدادی از معانی را مشخص کردم تا شان بدهم که اولا بسیاری از این وضعیت ها می توانند اجتناب پذیر باشند .ثانیا وقتیما اجتناب کردیم بعضی معضلات ومشکلات فلسفی ما به طور رضایت بخش مهار می شوند ولی من باور دارم اگر ما در صدد باشیم به اندازه کافی در مورد آگاهی بحث کنیم حداقل سه نوع اصطلاح احتیاج داریم که در فیزیک و علوم طبیعی نیاز نیست.
اول) ما میبایست از یک واژه معرفتی استفاده کنیم یک واژه ای که ما را قادر سازد بر این که با استفاده از لغاتی مانند " دانستن " "واضح" "نامعقول""درک کردن" "دیدن " و"محتمل " از چه چیزی حکایت میکنیم .
ثانیا )ما میبایست بعضی واژگان را به کار ببریم تا یکی از چند کاربردی که معمولا برای لغت "به نظر رسیدن " استعمال میکنیم ارائه شود .
سوم)ما باید دوره ای را با منظوری خاص شروع کنیم .دوره ای که یکی ازکاربردهای روزانه ما برای لغت "باور" را ارائه خواهد داد.
من پیشنهاد میکنم اگر ما در صدد بیان هر آنچه که در مورد روان شناسی میدانیم باشیم هنوز دوره های ذهنی ایی هستند که می بایست به کار برده شوند اما من دراینجا در مورد این دوره ها بحث نمیکنم وخیلی بعید است که در استفاده سعی در اجتناب از ان ها داشته باشم .
بخش اول کتاب _ اخلاق باور_مربوط است به انچه به وسیله لقاتی همچون " دانستن " "درک کردن" و"واضح" بیان میشود هنگامی انها به گونه معرفتی استفاده میشوند .
بازنگري هاي بيشتر در باره اينperciving