چنانچه رمزگشايي
ما اشتباه باشد مکالمه ما میتواند به اين شکل تغيير يابد: "عصبی هستيد چراکه
آزمون داريد."
دانش
آموزان حدس می
زنند
معلم اشتباه کرده بنابراين تلاش میکنند سريعا" خطای او را تصيح کنند:
"نه، میترسيم، نمیدانم چه جور امتحانی خواهد بود و شايد هم آسان
باشد." حالا میدانيم
دانش آموز از چه هراس دارد پس میتوانيم با اطمينان
تمام به نقطه رمز گشايي خود بازگرديم و گفت و شنودی شبيه زير مکالمه داشته باشيم
" شما
میترسيد چرا که نمیدانيد چه نوع امتحانی خواهيد داشت"
"بله انشا
و مقاله نويسی من ضعيف است."
"متوجه
ام، من هم هميشه از مقاله نويسی مردود می شدم"
" تست
های چند گزينه ای میتواند اين مشکل را حل کند"
" چه
عالی، حلا ديگر نگران نيستم"
مثال بالا نشان
میدهد شنيدار فعال تا چه حد موثر است. معلم میتواند مشکلات دانش آموزان را بدون
پرسيدن سوالات غير ضروری و بر اساس رمزگشايي خود کشف کند.
استفاده درست
و قابل قبول از زبان تدريس را موثر تر خواهد کرد و میتواند به دانش آموزان کمک
کند تا مشکلاتشان را حل کنند. مشکلاتی که با مختل کردن ذهن آنها جلوی پيشرفت داتش
آموزان در جمع آوری اطلاعات را میگيرد. استفاده درست از مهارتهای زبانی در دست
معلم ابزاریست برای فهماندن بهتر مطالب و ايجاد نظم کاری در کلاس درس.